روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید / حالیا چشم جهانی نگران من و توست .
به هم که می رسیم سه نفر می شیم ، من و تو و شادی ، وقتی از هم دور می شیم چهار نفر می شیم ، من و تنهایی ، تو و خاطرات .